هر چند به نظر می‌آمد كه زندگی نورعلی جوان باید ادامه‌ی راه و رسم پدر باشد، اما چنین نشد. او همچون پدر از احترام و حتی تقدس برخوردار بود و تمام امكانات مادی املاك پدری در اختیارش. علاوه بر اینها بنا بر عرف، می‌توانست مانند اكثر اقطاب و زهاد با پیشکش‌های پیروان كه مغایرت با انگاره‌های جامعه نیز نداشت، در رفاه زندگی کند؛ اما چنین نكرد. برعکس، او نیز همانند پدر، هیچ‌گاه نپذیرفت حتی بخشی از زندگی‌اش توسط پیروان اداره شود و هرگز اجازه نداد كه منافع مادی با مسائل معنوی درآمیزد.

به تدریج، همین تغییر در شیوه‌ی تفكر و طرز زندگی، رشته‌ی تفكرات و تحقیقات معنوی‌اش را به جایی رساند كه شیوه‌ی سنتيِ گذشتگان را كنار گذاشت و شیوه‌ای نو كه با عرف قدیم تطابق نداشت، اختیار كرد. این تغییر بنیادین باعث شد زندگانی جدیدی مانند افراد عادی جامعه، بدون ظواهر چشمگیر بیرونی عارفان در پیش بگیرد. با این اقدام متهورانه، به گونه‌ای وارد اجتماع شد، كه گویی با دیگر افراد جامعه تفاوتی ندارد. ردای سفید درویشان و ریش و گیسوان عارفان را به لباس و ریش و موی محترمین جامعه تغییر داد و با این تغییر در ظاهر، باب زندگانی معمول را بر خود گشود، اما دلیل ورودش به اجتماع بعدها آشكار شد.

Ostad Elahi 1922 Ostad Elahi 1930 Ostad Elahi 1932

سال‌ها بعد، كه فلسفه‌ی سیركمال روحی را عرضه داشت، معلوم شد كه چنین چرخشی در زندگانی و اندیشه بیشتر همانند معجزه‌ای بوده است تا تغییری در روش زندگی. بعضی از پیروان و اطرافیان بر او سخت خرده گرفتند كه چرا از روش پدر كناره گرفته و خود را به ظاهر، همسان جامعه كرده است. عده‌ای به همین سبب او را ترك گفتند. اما استاد از هدف خود دست نكشید و معنویت جدیدی را برای تمام کسانی که جویای حقیقت هستند بنا نهاد.

این مكتب مانند طب جدیدی است كه بعد از سالیان متمادی ریاضت و تجربه و تحقیق دریافتم باید این‌طور باشد. در حقیقت تجربیاتی است كه خودم به دست آوردم.

پیروان و دوستداران راستینش، به تأسی از او، راه معنوی خود را با او تطبیق دادند؛ راهی كه نوین بود و نشانی از آن در تاریخ عرفان نبود. در طول تاریخ، عارفان وارسته‌ همواره از شیوه‌ی پیشینیان پیروی ‌كرده‌اند و هرگز راهی جز آنچه مرادشان پی گرفته بود، نپیمودند. تنها او بود، كه با نشان دادن راه میان‌بُری در این وادی، سرفصل بدیعی بر تاریخ معرفت انسانی برگشود. این فصل تازه، حاصل پیشینه‌ی معنوی منحصربه‌فردی است كه طبعاً راه تازه‌ای برای خودشناسی و خداشناسی در پیش پای جست‌وجوگران حقیقت گشوده است.

استاد الهی متفكر واصلی است كه آزاد از پیش‌داوری‌ها و حرف‌های این و آن، و بركنار از محذورات مختلف اجتماعی و قومی و سنتی، با معرفتی عمیق و تصمیمی آگاهانه، خود را از قید عادت‌های دیرین و دست و پا گیرِ عرفان سنتی رهانید و از این رهگذر، معنویت را از انحصار طبقه‌ی عرفا به در آورد و پیراسته از كلیشه‌های تكراری در اختیار همگان قرار داد؛ كاری که در عالم سیر و سلوك معنوی انقلابی و دگرگون‌ساز بود.